شرکت های کوچک معمولاً با معماری دسترسی شروع نمی کنند. آنها با یک مشکل عملی شروع میکنند: شخصی باید از خانه کار کند، با لپتاپ سفر کند، به Wi-Fi هتل متصل شود، یا به یک منبع مشترک بدون افشای اطلاعات دسترسی پیدا کند.
اینجاست که یک VPN اغلب وارد مکالمه می شود. برای بسیاری از نیازهای باریک کار از راه دور و حفظ حریم خصوصی آشنا، قابل درک و مفید است. SASE، مخفف Secure Access Service Edge، از مکانی متفاوت می آید. این یک مدل گستردهتر است که عملکردهای شبکه و امنیت را ترکیب میکند، معمولاً برای سازمانهایی که به کنترلهای آگاه از هویت، خطمشی متمرکز، بازرسی و روشی بالغتر برای مدیریت کاربران و برنامههای توزیع شده نیاز دارند.
بنابراین سوال واقعی vpn در مقابل sase این نیست که “کدام یک بهتر است؟” این است: شرکت شما واقعاً چه نوع مشکل دسترسی دارد؟
نسخه کوتاه: VPN حل اتصال، SASE حل می کند معماری دسترسی
یک VPN یک مسیر اتصال رمزگذاری شده بین دستگاه کاربر و سرور یا شبکه VPN ایجاد می کند. برای یک تیم کوچک، زمانی که هدف اصلی اتصال ساده یا یک مسیر خصوصی تر در شبکه های غیرقابل اعتماد باشد، این می تواند کافی باشد.
SASE بزرگتر است. این شبکه و کنترلهای امنیتی را در یک معماری ارائهشده توسط ابر به ارمغان میآورد. بسته به محیط، مباحث SASE ممکن است شامل مفاهیمی مانند دسترسی آگاهانه از هویت، دروازه های وب امن، کنترل های دسترسی ابری، فایروال به عنوان سرویس، شبکه های تعریف شده توسط نرم افزار و اصول zero-trust باشد.
برای یک شرکت کوچک، تمایز مهم است زیرا اینها مدل های عملیاتی متفاوتی هستند:
- یک VPN معمولاً برای موارد استفاده ساده آسانتر قابل درک و ارائه است.
- SASE معمولاً برای شرکتهایی مناسب است که به کنترل دقیقتری در مورد اینکه چه کسی میتواند به برنامهها، از کدام دستگاهها و تحت چه شرایطی دسترسی داشته باشد، نیاز دارد.
- یک VPN می تواند یک لایه کاربردی برای افراد و تیم های کوچک باشد.
- SASE به یک برنامه دسترسی و امنیت طولانی مدت بیشتر از یک ابزار واحد نزدیک است.
اگر شرکت شما فقط به یک اتصال رمزگذاری شده ساده برای سفر، کار از راه دور یا حفظ حریم خصوصی اولیه نیاز دارد، یک VPN ممکن است انتخاب مناسبی باشد. اگر تیم شما در حال رشد است، برنامههای شما در سیستمهای SaaS و خصوصی پراکنده شدهاند، و دسترسی گسترده به شبکه ناخوشایند میشود، ممکن است زمان آن فراتر از یک VPN باشد.
وقتی یک VPN ساده ممکن است کافی باشد
یک VPN ساده زمانی می تواند منطقی باشد که الگوی دسترسی محدود باشد و خطر آن آسان باشد.
برای مثال، یک مؤسس، مشاور، سرپرست آژانس یا تیم کوچک از راه دور ممکن است به اتصال ایمنتر در Wi-Fi عمومی، یک مسیر رمزگذاریشده ثابت در حین سفر، یا یک راه اساسی برای اتصال از طریق سرور VPN نیاز داشته باشد. در این زمینه، هدف ایجاد یک معماری امنیتی سازمانی نیست. هدف کاهش قرار گرفتن در معرض در موقعیتهای رایج و مدیریت دسترسی از راه دور است.
VPN به احتمال زیاد کافی است زمانی که:
- فقط تعداد کمی از افراد به دسترسی از راه دور نیاز دارند.
- کاربران قابل اعتماد هستند و نقش ها ساده هستند.
- شرکت برنامه های داخلی حساس زیادی را اجرا نمی کند.
- نیاز اصلی اتصال رمزگذاری شده به جای اجرای سیاست برنامه به برنامه است.
- هیچ تیم امنیتی اختصاصی برای اجرای یک معماری پیچیده وجود ندارد.
- الزامات انطباق محدود است یا در جای دیگری رسیدگی می شود.
- کسب و کار می تواند یک مدل اداری ساده تر را تحمل کند.
اینجاست که محصولی مانند VPN Unlimited by KeepSolid می تواند به عنوان یک گزینه ساده VPN برای کاربران و تیم های کوچکی که برای اتصال روزمره و سناریوهای حفظ حریم خصوصی به یک اتصال رمزگذاری شده VPN نیاز دارند، مرتبط باشد.
این یک VPN را به یک پاسخ کامل برای هر مشکل امنیتی تبدیل نمی کند. یک VPN به طور خودکار حاکمیت هویت، بررسی وضعیت دستگاه، گردش کار حسابرسی، تقسیمبندی در سطح برنامه یا اجرای خطمشی zero-trust را ایجاد نمیکند. اگر اینها مشکلاتی هستند که باید آنها را حل کنید، مکالمه به یک مدل دسترسی گسترده تر منتقل شده است.
وقتی مشکل دسترسی از VPN بیشتر شده است
فشار برای بالغ شدن معمولاً به تدریج ظاهر می شود. در ابتدا یک یا دو نفر نیاز به دسترسی از راه دور دارند. سپس پیمانکاران نیاز به دسترسی دارند. سپس تیم ابزارهای SaaS، برنامه های خصوصی، پنل های مدیریت مشترک، سیستم های مالی، داده های مشتری و دستگاه های شخصی را اضافه می کند. در برخی مواقع، دادن دسترسی به شبکه گسترده به همه کسانی که از طریق یک VPN متصل می شوند، بیش از حد عادی احساس می شود.
این زمانی است که امنیت دسترسی از راه دور در مورد تونل کمتر و بیشتر در مورد کنترل می شود.
نشانه هایی که نشان می دهد شرکت شما ممکن است به معماری گسترده تری نیاز داشته باشد عبارتند از:
- نقش های مختلف نیاز به دسترسی به برنامه ها یا داده های مختلف دارند.
- پیمانکاران باید فقط به یک سیستم دسترسی داشته باشند، نه کل شبکه.
- منابع حساس نیاز به تایید، نظارت یا تقسیم بندی قوی تری دارند.
- کارکنان از ترکیبی از دستگاه های مدیریت شده و مدیریت نشده استفاده می کنند.
- برنامه های SaaS و برنامه های خصوصی هر دو بخشی از کار روزانه هستند.
- حسابهای مدیریت نیاز به رسیدگی دقیقتری نسبت به حسابهای کاربری عادی دارند.
- شرکت شروع به مواجهه با بررسی های امنیتی مشتری یا سؤالات مربوط به انطباق کرده است.
- عیبیابی دسترسی سخت میشود، زیرا خطمشیها در مکانهای زیادی وجود دارند.
در آن محیط، سوال دیگر این نیست که “آیا ما VPN داریم؟” این می شود “آیا می توانیم بر اساس کاربر، نقش، منبع، دستگاه و ریسک تصمیم گیری کنیم؟”
این سرزمینی است که معماری SASE و ایده های zero-trust در آن مفید می شوند.
آنچه SASE به تصمیم اضافه می کند
SASE فقط یک VPN سریعتر یا گرانتر نیست. این یک الگوی معماری برای نزدیکتر کردن اتصالات شبکه و کنترلهای امنیتی، اغلب از طریق سرویسهای ارائهشده توسط ابر است.
مواد منبع تایید شده SASE را به عنوان راهی برای ترکیب عملکردهای شبکه و امنیتی برای کاربران توزیع شده، مکان های راه دور و سرویس های ابری قاب می کند. در عمل، این بدان معنی است که SASE معمولاً زمانی مورد بحث قرار می گیرد که یک شرکت به بیش از یک مسیر رمزگذاری شده نیاز دارد. به سیاست، بازرسی، تقسیم بندی و مدیریت متمرکز در بین کاربران و منابع نیاز دارد.
برای یک شرکت کوچک، مفیدترین پیشنهاد فهرستی از مخفف های سازمانی نیست. این است:
اگر همه کسانی که متصل می شوند باید تقریباً به موارد مشابهی دست یابند، یک VPN ممکن است قابل اجرا باقی بماند. اگر نیاز باشد دسترسی برای هر نقش، برنامه، دستگاه و سطح خطر متفاوت باشد، تفکر SASE مرتبط تر می شود.
این بدان معنا نیست که یک شرکت کوچک باید در یک پروژه پیچیده عجله کند. SASE می تواند به برنامه ریزی، عملیات، ارزیابی فروشنده، آموزش کاربر و مدیریت مداوم نیاز داشته باشد. شرکتی که توانایی اجرای این کنترلها را نداشته باشد، میتواند سریعتر از ایجاد امنیت، سردرگمی ایجاد کند.
رویکرد بهتر این است که SASE را به عنوان یک جهت بلوغ در نظر بگیریم. درک کنید که برای حل چه چیزی طراحی شده است، سپس تصمیم بگیرید که آیا خطرات دسترسی فعلی شما پیچیدگی اضافی را توجیه می کند یا خیر.
جایی که Zero Trust مناسب است
اعتماد صفر اغلب در نزدیکی SASE ذکر می شود، اما نباید این بحث را تحت الشعاع قرار دهد. برای شرکت های کوچک، عملی ترین بخش zero trust تغییر از اعتماد گسترده به تصمیمات متمرکز بر منابع است.
به جای اینکه بپرسید “آیا این شخص در شبکه است؟” یک رویکرد zero-trust سوالات دقیق تری می پرسد:
- کاربر کیست؟
- آنها برای رسیدن به چه منبعی تلاش می کنند؟
- آیا نقش آنها ایجاب می کند؟
- آیا دستگاه برای این منبع قابل قبول است؟
- الان باید جلسه اجازه داد؟
- آیا دسترسی باید محدود، بررسی یا لغو شود؟
این قلب دسترسی از راه دور zero trust است: دسترسی فقط به این دلیل اعطا نمی شود که شخصی متصل باشد. در اطراف کاربر، منبع و زمینه ارزیابی می شود.
راهنمای zero-trust NIST به ویژه در اینجا مفید است زیرا zero trust را به عنوان یک مسیر معماری و مهاجرت قاب می کند، نه یک محصول با یک کلیک. شرکت های کوچک می توانند از این طرز فکر استفاده کنند بدون اینکه وانمود کنند که قبلاً یک برنامه سازمانی کاملاً بالغ دارند.
حداقل امتیاز آزمون عملی است
عبارت حداقل دسترسی به امتیاز فنی به نظر می رسد، اما ایده ساده است: افراد باید حداقل دسترسی مورد نیاز خود را برای انجام کار خود، تا زمانی که به آن نیاز دارند، داشته باشند.
این اغلب واضح ترین راه برای تصمیم گیری در مورد اینکه آیا یک VPN کافی است یا خیر است.
بپرسید:
- اگر یکی از اعضای تیم از طریق VPN متصل شود، آیا می تواند بیش از آنچه نیاز دارد ببیند؟
- آیا یک پیمانکار می تواند فقط به یک برنامه که برای استفاده از آن استخدام شده است دسترسی پیدا کند؟
- آیا سیستمهای مالی، مدیریت، کد منبع یا دادههای مشتری از دسترسی معمولی جدا هستند؟
- آیا وقتی شخصی نقش را تغییر می دهد یا ترک می کند، دسترسی به سرعت تغییر می کند؟
- آیا می دانید کدام حساب ها می توانند به منابع حساس دسترسی پیدا کنند؟
اگر پاسخ به این سؤالات آسان است و محیط شما کوچک است، یک VPN ممکن است هنوز مناسب باشد. اگر این سؤالات شکافها را آشکار کند، مدل دسترسی از راه دور شما ممکن است نیاز به بلوغ داشته باشد.
چارچوب تصمیم گیری شرکت های کوچک
قبل از انتخاب جهت از این چارچوب استفاده کنید.
1. منابع مورد نیاز مردم را فهرست کنید
با ابزار شروع نکنید. با منابع شروع کنید.
برنامهها، سیستمها، فایلها، پنلهای مدیریت، پایگاهدادهها و سرویسهای مشترکی که افراد باید از راه دور به آنها دسترسی داشته باشند را یادداشت کنید. ابزارهای روزمره را از سیستم های حساس جدا کنید. یک تصمیم ساده VPN زمانی بسیار واضح تر می شود که بدانید در واقع پشت درخواست دسترسی چیست.
2. نقشه کاربران را به نقش ها
یک شرکت پنج نفره ممکن است نیازی به طراحی نقش پیچیده نداشته باشد، اما همچنان به مرزهای اساسی نیاز دارد. مالکان، کارمندان، پیمانکاران، کاربران مالی و مدیران فنی معمولاً نباید همگی دسترسی یکسانی داشته باشند.
اگر نقشها ساده و پایدار باشند، دسترسی به VPN-based ممکن است کافی باشد. اگر نقشها روان، موقت یا بسیار متفاوت هستند، ممکن است به کنترلهای سیاست قویتری نیاز داشته باشید.
3. بررسی کنید که آیا دسترسی گسترده به شبکه خطر قابل اجتناب ایجاد می کند یا خیر
یک VPN سنتی می تواند بسیار مفید باشد، اما دسترسی گسترده در سطح شبکه ممکن است برای برخی از محیط ها بسیار گسترده باشد. اگر یک کاربر متصل بتواند به سیستم های غیرمرتبط با شغل خود دسترسی پیدا کند، این یک مسئله طراحی است، نه فقط یک مسئله آموزش کاربر.
مدلهای SASE و zero-trust سعی میکنند با تمرکز بر منابع و سیاست، این اعتماد ضمنی را کاهش دهند. شرکت های کوچک نیازی به کپی کردن معماری سازمانی یک شبه ندارند، اما باید متوجه شوند که دسترسی گسترده دیگر با کسب و کار مطابقت ندارد.
4. به کنترل دستگاه نگاه کنید
کنترل دستگاه پاسخ را تغییر می دهد. شرکتی با لپتاپهای مدیریتشده، بهروزرسانیهای اجباری و مالکیت واضح، دارای ریسک متفاوتی با شرکتی است که در آن کارمندان و پیمانکاران از دستگاههای شخصی استفاده میکنند.
اگر اعتماد دستگاه برای برنامههای حساس شما مهم است، یک VPN به تنهایی ممکن است به سؤالات کافی پاسخ ندهد.
5. در مورد ظرفیت مدیریت صادق باشید
کنترل های پیچیده نیاز به مراقبت دارند. سیاست ها به صاحبان نیاز دارند. استثناها نیاز به بررسی دارند. کاربران نیاز به پشتیبانی دارند. گزارشها و هشدارها به کسی نیاز دارند که آنها را بخواند.
اگر کسی وقت نداشته باشد که معماری بزرگتری را اجرا کند، شرکت ممکن است با یک راهاندازی ساده و کاملاً درک شده در حالی که خطرات را مستند میکند و برای مرحله بعدی آماده میشود، بهتر به آن خدمت کند.
6. نیاز امروز را از مرحله بلوغ بعدی جدا کنید
شما مجبور نیستید هر مشکل دسترسی آینده را در این ماه حل کنید. یک تیم کوچک میتواند از یک VPN برای نیازهای فعلی استفاده کند و در عین حال فهرست دسترسی تمیزتر، نقشه نقش و فهرست منابع حساس را نیز آماده کند.
این آماده سازی باعث می شود پروژه های بعدی SASE یا zero-trust کمتر هرج و مرج باشد.
روشی عملی برای فکر کردن به دسترسی از راه دور ایمن
دسترسی از راه دور ایمن یک دسته محصول واحد با یک پاسخ دائمی نیست. این مجموعه ای از انتخاب ها در مورد نحوه دسترسی افراد به منابع کاری از خارج از دفتر یا شبکه مورد اعتماد است.
برای یک شرکت کوچک، یک پیشرفت معقول می تواند به این صورت باشد:
- با نیاز به دسترسی شروع کنید: چه کسی به چه چیزی، از کجا و چرا نیاز دارد.
- زمانی که نیاز به اتصال رمزگذاری شده ساده یا حفظ حریم خصوصی برای یک گروه کوچک و مورد اعتماد است، از یک VPN استفاده کنید.
- با رشد تیم، قوانین واضح تری را برای منابع حساس اضافه کنید.
- مراقب علائمی باشید که دسترسی گسترده باعث ایجاد خطر یا سربار پشتیبانی می شود.
- معماری SASE را زمانی در نظر بگیرید که هویت، خط مشی، کنترل سطح برنامه، بازرسی و بلوغ عملیاتی به مشکل واقعی تبدیل شود.
بخش مهم این است که قبل از اینکه بتوانید آن را کار کنید، از خرید پیچیدگی خودداری کنید، در حالی که از تنظیمی که به افراد دسترسی بیشتری نسبت به کارشان نیاز دارد، اجتناب کنید.
VPN در مقابل SASE: مقایسه سریع برای شرکت های کوچک
| سوال | VPN ممکن است زمانی مناسب باشد که… | معماری SASE ممکن است زمانی مناسب باشد که… |
|---|---|---|
| هدف اصلی | برای سناریوهای معمول کار از راه دور/سفر به اتصال رمزگذاری شده یا یک مسیر خصوصی نیاز دارید. | شما به خط مشی دسترسی متمرکز در بین کاربران، برنامه ها، مکان ها و سطوح خطر نیاز دارید. |
| اندازه تیم | تیم کوچک است و نیازهای دسترسی مشابه است. | این تیم در حال رشد، توزیع، یا شامل پیمانکاران و نقش های متعدد است. |
| حساسیت به منابع | تعداد کمی از منابع داخلی بسیار حساس یا تقسیم بندی شده اند. | برنامههای حساس، سیستمهای سرپرست، دادههای مشتری یا گردشهای کاری تنظیمشده به کنترل دقیقتری نیاز دارند. |
| مدل دسترسی | دسترسی گسترده برای سطح ریسک فعلی قابل قبول است. | کاربران باید فقط به برنامه ها یا منابع خاصی دسترسی داشته باشند. |
| عملیات | شما به چیزی قابل درک و مدیریت ساده تر نیاز دارید. | شما توانایی مدیریت خط مشی ها، استثناها، نظارت و پشتیبانی کاربر را دارید. |
| مسیر سررسید | شما اکنون در حال حل مشکل اتصال/حریم خصوصی هستید. | شما در حال ساخت یک معماری دسترسی طولانی مدت هستید. |
اشتباهات رایجی که باید از آنها اجتناب کرد
در نظر گرفتن SASE فقط به عنوان “VPN، اما جدیدتر”
SASE صرفاً یک برچسب جدیدتر VPN نیست. این یک معماری گسترده تر است. اگر یک فروشنده یا بحث داخلی آن را مانند مبادله مستقیم یک به یک به نظر میرسد، ابتدا سرعت خود را کاهش داده و مشکلات دسترسی واقعی را مشخص کنید.
انتظار یک VPN برای انجام هر کار امنیتی
VPN میتواند مفید باشد، اما نباید از آن خواسته شود که جایگزین خطمشی هویت، مدیریت دستگاه، مجوزهای برنامه، نظارت، حذف کارکنان یا تقسیمبندی منابع حساس شود.
خرید معماری قبل از اینکه شرکت بتواند آن را راه اندازی کند
برنامه های SASE نیاز به مالکیت دارند. یک شرکت کوچک نباید یک مدل دسترسی پیچیده را بدون دانستن اینکه چه کسی خطمشیها را مدیریت میکند، از کاربران پشتیبانی میکند، استثناها را بررسی میکند و راهاندازی را جاری نگه میدارد، اتخاذ کند.
نادیده گرفتن کاربرد ساده
برخی از تیم ها واقعاً به یک VPN ساده نیاز دارند. اگر نیاز فعلی باریک است، سطح دسترسی محدود است، و تیم تنظیمات را درک می کند، یک VPN همچنان می تواند انتخاب عملی باشد.
سوالات متداول
آیا SASE همیشه بهتر از VPN است؟
خیر. SASE گسترده تر از VPN است، اما گسترده تر به طور خودکار برای هر شرکت کوچکی بهتر نیست. اگر نیاز شما اتصال رمزگذاری شده ساده برای یک گروه کوچک است، یک VPN ممکن است کافی باشد. اگر نیازهای دسترسی شما شامل قوانین آگاه از هویت، کنترل در سطح برنامه، نقش های کاربری متعدد، بازرسی و خط مشی متمرکز است، معماری SASE ممکن است ارزش ارزیابی را داشته باشد.
آیا zero trust به معنای عدم وجود VPN است؟
نه لزوما. اعتماد صفر یک رویکرد معماری است که بر کاهش اعتماد ضمنی و اتخاذ تصمیمات دسترسی پیرامون کاربران، منابع و زمینه تمرکز دارد. برخی از سازمان ها دسترسی را در مراحل مدرن سازی می کنند. سوال مفید این نیست که آیا یک VPN وجود دارد یا خیر، بلکه این است که آیا دسترسی به آنچه که هر کاربر و نقش واقعاً به آن نیاز دارد محدود می شود یا خیر.
آیا یک شرکت کوچک باید با SASE شروع کند؟
فقط در صورتی که مشکل دسترسی آن را توجیه کند و شرکت بتواند آن را راه اندازی کند. بسیاری از شرکت های کوچک ابتدا باید کاربران، منابع، سیستم های حساس، کنترل دستگاه و مرزهای نقش را مستندسازی کنند. این کار روشن میکند که آیا یک VPN ساده کافی است یا به یک معماری گستردهتر نیاز است.
بزرگترین خطر اتکای تنها به VPN چیست؟
خطر اصلی کلمه “VPN” نیست. دسترسی بیش از حد گسترده است. اگر اتصال از طریق VPN به کاربران دسترسی بیشتری نسبت به کارهایشان بدهد، ممکن است شرکت به تقسیم بندی بهتر، مجوزهای مبتنی بر نقش و کنترل های سطح منبع نیاز داشته باشد.
قبل از تغییر هر چیزی چه کنیم؟
یک موجودی دسترسی تهیه کنید. کاربران، نقشها، دستگاهها، برنامهها، منابع حساس و مسیرهای دسترسی از راه دور فعلی را فهرست کنید. سپس تصمیم بگیرید که آیا مشکل اتصال ساده است یا یک مشکل کنترل دسترسی گسترده تر.
خط پایین
تصمیم vpn در مقابل sase واقعاً یک تصمیم بلوغ است.
زمانی که شرکت به یک اتصال رمزگذاری شده ساده برای استفاده باریک و قابل مدیریت نیاز دارد، از VPN استفاده کنید. زمانی که شرکت به خطمشی آگاه از هویت، کنترل سطح برنامه، بازرسی امنیتی و روشی سازماندهیشدهتر برای مدیریت دسترسی کاربران، دستگاهها و منابع نیاز دارد، درباره SASE فکر کنید.
برای شرکتهای کوچک، بهترین پاسخ معمولاً پاسخی است که با ریسک فعلی و توانایی تیم برای اجرای آن مطابقت داشته باشد. وقتی مشکل ساده است راه اندازی را ساده نگه دارید. زمانی که دسترسی از راه دور به یک مشکل خط مشی، منبع و عملیات تبدیل شده است، برای یک معماری گسترده تر برنامه ریزی کنید.
